
میخوای حس و حال خدارو درک کنی؟ میخوای خودتو بذاری جای خدا؟ به کسی محبت کن که خیلی بهت مدیونه اما قدر زحماتتو نمیدونه و چشماشو میبنده و رد میشه اونوقت تو نادیده بگیر و همینطور بازم بهش محبت کن... میتونی؟ شدنیهxa0 مثل یک مادر که به فرزندش عشق میورزه اما گاهی بعضی از بچه ها قدر نمیدونن و با کمال حق به جانب بودن مادرو فراموش میکنن خدا هم اینهمه نعمت داده به بنده هاش اینهمه مباهات کرده به خلق بنده اش اما رد میشه و میره روی کارِ بنده های دیگه خدا توقف نمیکنه روی تنگ نظری بنده ای خدا عبور میکنه چون ب...
ادامه مطلب
در تابوتت آرام خوابیده ای... میشنوی ؟ سرهایشان را به تابوتت میچسبانند و زیر لب زمزمه هایی میکنند... میبینی آقا محسن؟ xa0تا چشمشان به تابوتت میوفتد,اشک هایشان سرازیر می شود... به حال خودشان اشک میریزند...میدانند که تو حالت خوب است... به حال خراب خودشان اشک میریزندxa0 شنیده ای پشت مسافر آب میریزند؟ این جماعت میخواهند پشت شما که مسافری به بهشت هستید آب بریزندxa0 و تمام آن آبها را در چشمانشان جمع کرده اند... همه می خواهند با چشمانشان راهت را آب و جارو کنند می شنوی؟ یکی از تو شهادت می خواهد یکی گرفت...
ادامه مطلب
عشق خدا به بنده هاش با تمام عشق ها متفاوته یه وقتهایی دلت از زمین و زمان گرفته با هرکسی هم درد و دل میکنیxa0 آخرش پشیمون میشی بعد شیطون میگهxa0 به این یکی بگو اون بلد نبود آرومت کنه بازم پشیمون میشی ته ته ته دلت میدونی وقتشه بری با خدا حرف بزنی اما مقاومت میکنی میرسه به جایی که علاوه بر اینکه دلت گرفته ...
ادامه مطلب
شب قدر که میشهxa0 میری لا به لای انبوه جمعیت میشینی که اصلا نمیشناسیشون خودت هم انتخاب نمیکنیxa0 که کی کنارت بشینهxa0 و کی نشینه نمیتونی بگی ببخشید من دوست ندارم شما کنارم بشینید! هیشکی به کناریش کار ندارهxa0 حتی نمیدونه حاجت ته دل اونی که کنارش نشستهxa0 چیه و واسه چی داره شونه هاش از گریه میلرزه...xa0 وقتی ه...
ادامه مطلب
خدای دره های عمیق،همان خدای کوه های بلند است...افسرمولا...
ادامه مطلب