"خدمت"

متن مرتبط با «دوراهی امیر عظیمی» در سایت "خدمت" نوشته شده است

رمان نامیرا را حتما بخوانید...

  • نیلوبلاگ

    همیشه پیش خودم میگفتمxa0 ما اهل کوفه نیستیم...یعنی چی؟! مگه توی کوفه چی شد؟! یا میگفتم چطور یه عده نماز خون تونستن سر جدا شده ی مسلم که فرستاده ی پسر فاطمه(س)...حسین بن علی (ع) رو ببینن و هنوز زنده بمونن و نفس بکشن؟! یا میگفتم آخه چطور میشه بوسه گاه پیامبر(ص) جای نشستن شمشیر بشه؟! و از همه عجیب تر نوع تفکر و شخصیت انسانهای بدون قدرت تشخیص حق و باطل بود...چی میشه اینجوری میشه؟! امشب رمان نامیرا رو تموم کردم... برای عمرو بن حجاج خیلی حسرت خوردم...که به دیده هاش اعتماد کرد و سعی کرد اون چیزی رو...

    ادامه مطلب
  • "دو راهی"

  • نیلوبلاگ

    آهن را که داغ میکنند بهتر با ضربه های چکش،فرم میگیرد.آهنگرآنقدرضربه میزند که به شکل نهایی و هویت غایی برسد،اما گاهی آن آهن زیر آن چکش کم می آورد و ثانیه شماری میکند که او را در آب سرد فرو ببرند و از شر آن ضربه ها خلاص شود اما این ثانیه شماری خیر نیست! وقتی سر از آب بیرون بیاورد،کج و معوج باقی می ماند و اگر به او محکم ضربه بزنند، میشکند!خرد می شود!پروردگارا من آن آهن گداخته ام،صبورم کن تا انتظار آب نداشته باشم...مناجات افسرمولا...

    ادامه مطلب