
درد های تلمبار شده تورو به روزی میندازه که حتی دیگه نمیتونی برای کسی بگی تا سبک بشی...اونقدر حالت خراب میشهxa0که اگه یکی بهت بگه چیزی شده؟ نایِ جواب دادن نداری ...فقط نگاه میکنیش... درد بی درمان, یعنی همین......
ادامه مطلب
همیشه پیش خودم میگفتمxa0 ما اهل کوفه نیستیم...یعنی چی؟! مگه توی کوفه چی شد؟! یا میگفتم چطور یه عده نماز خون تونستن سر جدا شده ی مسلم که فرستاده ی پسر فاطمه(س)...حسین بن علی (ع) رو ببینن و هنوز زنده بمونن و نفس بکشن؟! یا میگفتم آخه چطور میشه بوسه گاه پیامبر(ص) جای نشستن شمشیر بشه؟! و از همه عجیب تر نوع تفکر و شخصیت انسانهای بدون قدرت تشخیص حق و باطل بود...چی میشه اینجوری میشه؟! امشب رمان نامیرا رو تموم کردم... برای عمرو بن حجاج خیلی حسرت خوردم...که به دیده هاش اعتماد کرد و سعی کرد اون چیزی رو...
ادامه مطلب